اشاعه فرهنگی

اشاعه : فاش کردن, پراکنده ساختن, رواج دادن, آشکارا کردن, فاش و آشکارکردن خبر

فرهنگی:( صفت ) منسوب به فرهنگ

اشاعه فرهنگ به طور كلي از راه هاي انتقال عناصر فرهنگ ميان جوامع مي باشد، قابليت انتقال فرهنگ و اكتسابي بودن آن موجب شده است ملل مختلف به گونه اي اختياري و ارادي يا غير ارادي به مبادله عناصر مختلف فرهنگ جامعه خود با جوامع ديگر بپردازند.

از آنجا که فرهنگ واگیردار است و همیشه فرهنگ ها با یکدیگر در ارتباط بوده اند اشاعه فرهنگی نیز به طور مداوم در طول تاریخ رخ داده است و این پدیده تاکنون ادامه دارد. بدین معنا که سنت ها، اعتقادات، روشها، قصه های عامیانه، ابزار و امور زینتی و غیره ممکن است از جامعه یا فرهنگی به سایر جوامع اشاعه یابد و در آن رواج پیداکند. برای حصول به این معنی، یک رگه فرهنگی باید بتواند راه حل بهتری برای حل مسائل و دست یافتن به ابزار بهتر ارائه دهد و یا نیرویی برای اشاعه خود همراه داشته باشد تا توسط گروهی از مردم مورد توجه قرار گرفته و پذیرفته شود. (مفاهیم و نظریه­های فرهنگی – سیدرضا صالحی­امیری، ص 43)

در طول تاریخ و در کلیه مکان ها، امر اشاعه فرهنگ تحت تأثیر دو عامل «تمایل» و «ارتباط» بوده است .

هیچ مردمی، هیچ خصیصه ای را به تنهایی و بدون آن که در آن تغییری به وجود آورند، اخذ نمی کنند.

از نگاه پویایی شناسی ،اشاعه فرایندی است که یک عنصر فرهنگی را روی چرخی می گذارند و دور جهان به چرخش در مي آورند.( مردم شناسي؛ مطالعه انسان ، آدامسون هوبل 1972 )

انواع اشاعه فرهنگی

1 - اشاعه مستقیم(direct diffusion): زمانی که دو فرهنگ در قرابت و مجاورت یکدیگر قرار می­گیرند، مانند ازدواج، تجارت وغيره. یک مثال برای این نوع اشاعه، میان مردم ایالات متحده و کانادا (در نقطه مرز مشترک) ملموس است. مردمی که در مرزهای این دو کشور زندگی می­کنند، هم هاکی بازی می­کنند، هم بیسبال. اولی بازی­ای است که در کانادا به وجود آمده و دومی در فرهنگ آمریکایی جای دارد. این نوع اشاعه فرهنگی در گذشته بسیار رایج بود.

2- اشاعه اجباری(Forced diffusion): زمانی رخ می­دهد که یک فرهنگ، فرهنگی دیگر را مطیع خود سازد و آداب و رسوم خود را به فرهنگ مغلوب تحمیل نماید.

3 - اشاعه غیرمستقیم(in direct diffusion): امروزه اشاعه غیرمستقیم به دلیل وجود رسانه­های جمعی و اینترنت بسیار رایج است. (مفاهیم و نظریه­های فرهنگی – سیدرضا صالحی­امیری، ص 44)

انتقادات وارده بر مکتب اشاعه فرهنگی

هر چند امروزه انسان شناسی با اشاعه خصوصیات فرهنگی موافق است، اما تعداد کمی از انسان شناسان، اشاعه گرایی را عامل اصلی رشد واختلافات فرهنگی میدانند، به اشاعه گرایان خرده گرفته اند که بیش از حدبرپدیده    انتشار و اشاعه، تأکید کرده اند. از این رو، قوه نوآوری انسان رانادیده گرفته اند، با این حال ارزش عمده اشاعه  گرایان در این بوده است که به اهمیت تماس های بین فرهنگی پی برده اند. پژوهشهای اشاعه گرایی غالباً بسیار پیجیده تر از آن بود که انسان شناسان آینده مشتاق به پذیرش آن باشند. (مكتب اشاعه ، سمانه خالدي)

آثار مثبت اشاعه فرهنگی

اشاعه به تدریج موجب جایگزینی شیوه های قدیمی تر با شیوه های جدید میگردد و همه نوع بشر می توانند از اختراعات و دستاوردهای یکدیگر استفاده نماید.

یکی دیگر از وجوه مثبت جریان اشاعه، تبادل فرهنگی است که بر اثر همجواری کشورها با یکدیگر، رفت و آمد ملت ها به کشورهای دیگر و مطالعه آداب و رسوم و سنن فرهنگ های دیگر بوجود می آید و باعث می شود هر ملتی به نقاط ضعف و قوتِ فرهنگ خود آشنا شود و بکوشد تا نقاط مثبت فرهنگ های دیگر را پذیرفته و نقاط منفی فرهنگ خود را اصلاح کند (مفاهیم و نظریه های فرهنگی – سیدرضا صالحی امیری، ص 61).

 اشاعه فرهنگ امروزه می­تواند از طریق روابط فرهنگی میان جوامع اعمال گردیده و در خدمت سیاست خارجی کشورها قرار گیرد به طوری که در زمان حاضر جریان­های گوناگون اشاعه فرهنگ به ویژه رسانه­های جمعی هر جامعه می­کوشند تا در مسیر سیاست خارجی آن جامعه عمل کرده و در جوامع دیگر وجوهی از فرهنگ خود را اشاعه دهند. (روابط فرهنگی میان جوامع – شبکه آموزش صدا و سیما)

 

 

آثار منفی اشاعه فرهنگی

 به عقیده (رالف لیتون) از آثار منفی عناصر وام گرفته شده می توان به از بین رفتن عناصر فرهنگی مفید و از هم پاشیده شدن مجموعه های فرهنگی اشاره کرد و این به نوع عناصر پذیرفته شده بستگی دارد.

علامه جعفری نیز در باب اشاعه فرهنگی، ضمن تأکید بر ضرورت انتقال حقایق و واقعیات مربوط به ضرورت ها، زیبایی ها و دیگر شیوه های شایسته حیات معقول انسانها شروطی را  برای انتقال مفید و سازنده فرهنگ قائل گردیده اند:

از جمله این که انتقال عناصر مفید فرهنگی با هدف سوداگری اقتصادی، سیاسی یا سلطه گری و کوشش در جهت ترویج بی فکری نسبت به مسائل اجتماعی، نفی آزادی و سلب کرامت انسانها نباشد.

اگر جریان تبادل فرهنگی که امری دو طرفه است به شکلی یک جانبه، تحمیلی و تصنعی تبدیل شود از آن با عنوان تهاجم فرهنگ یاد می شوداین امر از یک سو سبب تخریب مبانی و مبادی فرهنگی، همچنین، استهزاء و بی­ارزش جلوه دادن عناصر گوناگون وابسته به حیات یک فرهنگ می­شود و از سوی دیگر، به ورود عناصر منفی و مخرب فرهنگی با جلوه­های جذاب و دلنشین منجر می­گردد. هدف این تهاجم کنترل فرایند تصمیم­گیری، شیوه اطلاع­رسانی و تغیر  در نظام ارزشهاست بطوری که منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی کشور مهاجم شود. (مفاهیم و نظریه­های فرهنگی – سیدرضا صالحی­امیری، ص 62 و 63)

نظریه اشاعه فرهنگی

سؤال اصلی این نظریه این است که آیا؛ فرهنگ یک بار و در یک نقطه از تاریخ اختراع شده و سپس به سایر نقاط جهان اشاعه یافته؟

«بر اساس نظریه اشاعه، برای شناخت احوال و خصوصیات فعلی یک جامعه، باید تاریخ فرهنگی آن جامعه را با توجه به روابطش با جوامع دیگر، جستجو کرد. . (محمود روح­الامینی- مبانی انسان­شناسی، ص 118).

«اندیشمندان نظریه اشاعه، توزیع جغرافیایی، مهاجرت و ویژگیهای فرهنگی را مطالعه میکردند و چنین می پنداشتند که فرهنگ ها، چهل تکه هایی (مجموعه ای گوناگون) از ویژگیهای دارای خاستگا ه ها و تاریخ های گوناگون هستند. در این نظریه، فرض بر این است که به علت محدود بودن نسبی ابداعات، اکثریت فرهنگ ها از چند «مرکز اشاعه» گرفته شده است. (تاریخ انسان­شناسی ازآغاز تا امروز، هیلند و سیورت نیلسن، ص 77).